X
تبلیغات
زیست دانشگاه پیام نور کوهدشت - جانورشناسی
مژکداران جمعه 1390/03/20 16:47

:: ::

مطالعه ی برخی از مژک داران



تک یاختگان

(پروتو زوآ)

آمیب ameboa
تاژکداران flagelata
مژکداران ciliata
هاگداران sporoza


شاخه مژکداران بیش از 8000 گونه را شامل می شود و بزرگترین شاخه ی تک یاختگان می باشند همه ی این جانوران دارای مژه هستند .

مژکداران بر خلاف سایر تک یاختگان دو نوع هسته دارند :1. هسته ی رویشی 2. هسته ی زایشی

یک هسته ی ماکرو نوکلئوس که نسبتا بزرگ است (رویشی)

یک هسته ی میکرو نوکلئوس که بیشتر در سنتز DNAنقش دارد.(زایشی)

مژه داران در آب های شور و شیرین به سر می برند برخی زندگی آزاد و برخی انگل اند .

تولید مثلشان از طریق جنسی و غیر جنسی است.

معمولی ترین روش تکثیر آن ها تقسیم دو تایی به صورت تقسیم عرضی است.

ورتیسل(vorticella): زنگوله ای شکل و دارای پایه ای دراز و نازک است و یک تار ماهیچه ای در آن قرار دارد (میونم) در صورت احساس خطر تار منقبض شده و پایه به شکل ما پیچ در می اید . ورتیسل بر خلاف سایر نمونه هایی که ذکر خواهد شد در درون محیط کشت متحرک نیست بلکه به کمک پایه ی دراز و نازک خود همیشه به تکیه گاهی متصل باقی می ماند .هسته ی بزرگ این مژه دار به شکل نواری و باریک و دراز قابل رویت می باشد.

پارا مسیوم : معمولا در محیط کشت مژه داران تعداد زیادی پارامسیوم یلفت می شود و می توامن آن را از نظر شکل بزرگی جثه و حرکت تشخیص داد پارامسی جانوری است تک یاخته که بدنی نسبتا دراز دارد و به طور یکنواخت از مژه پوشیده شده است . این جانور که با چشم غیر مسلح هم قابل رویت است طولی برابر 70 تا 350 میکرون دارد .

جنس پاراسیوم دارای 9 گونه است گونه های مختلف پارامسیوم فراوانترین تک یاخته ها هستند وبه علت تغذیه از باکتری های موجود در سطح گیاهان در آب هایی که دارای خرده های گیاهی هستند به تعداد زیاد یافت می شود . معمولا در قسمت هایی از یک پارامسی که کم وبیش قابل رویت است اکتوپلاسم مژه ها شیار دهانی واکوئل های گوارشی هسته ی بزرگ و واکوئل ضربان دار است .

حرکت این تک یاخته از طریق مژه ها است تعداد مژه ها در پارامسی بسیار زیاد است و به صورت ردیف های موربی قرار دارند.

پارامسیوم کوداتوم: مژکداری است که تمام سطح آن پوشیده از مژه است و دارای یک شکاف دهانی است و یک هسته ی بزرگ و یک هسته ی کوچک و دو واکوئل ضربان دار است و یک حفرهی مرکزی دارد وظایف واکوئل انقباضی دفع مواد زائد و تنظیم فشار اسمزی پارامسی است.تولید مثل به صورت جنسی و غیر جنسی است.

آمیب معمولی: در آب های شیرین و صاف وجود دارد از لحاظ ساختاری از ساده ترین تک سلولی هاست آمیب به صورت زنده به شکل توده ای و شفاف و بی رنگ به طول 0.6 میلی متر می باشد و دارای خصوصیت نیمه تراوایی نسبت به آب اکسیژن و دی اکسید کربن است.

نوشته شده توسط صحبت اله گرابیگی  | لینک ثابت |

کالبد شناسي کرم خاکي پنجشنبه 1387/11/17 0:47
             کالبد شناسي کرم خاکي                                                                                                               بدن کرم خاکي استوانه اي و در دو انتها نازک است .

سطح شکمي پهن و رنگ پريده است ولي سطح پشتي تيره تر است . 

بدن يک کرم بالغ از 80 تا 100 حلقه تشکيل شده . 

هرچند که کرم خاکي سر چندان مشخصي ندارد ، دهان آن در        بر روی ادامه کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط صحبت اله گرابیگی  | لینک ثابت |

شاخه پروتوزوآ (جانوران تک سلولي)                          Phylum Protozoa     

 پروتوزوآ بيشتر جانوران تک ياخته اي ميکروسکوپي هستند . اينها در سلسله جانوري پايين ترين جانوران گروههاي بزرگ مي باشند و گروههاي ديگرجانوران بافتي ، پرياخته يا متازوئرها هستند . از لحاظ ساختمان بر روی ادامه کلیک کنید 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط صحبت اله گرابیگی  | لینک ثابت |

تاژکداران

    مطالعه ی جانوران تک یاخته

    آمیب هیستولتیکا:(ameoba.histoletica)

    این انگل در روده ی انسان زندگی می کند و تولید بیماری اسهال خونی می کند .

    این انگل از طریق آب و غذا               بر روی ادامه کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط صحبت اله گرابیگی  | لینک ثابت |

شاخه ي کرم هاي لوله اي Phylum Nematoda                               


مشخصات عمومي :
15000 گونه شناخته شده ، تقارن دوطرفه ، کرمي شکل ، کوتيکول با ساختماني
پيچيده ، مجاري نفريدي و تعداد زيادي سلول به نام سلول هاي رينت (renette)
دارند . فاقد دستگاه گردش خون اند . دستگاه عصبي شامل طناب هاي عصبي
پشتي و شکمي مياني است که در رابطه ي مستقيم با ماهيچه ها قرار دارند . بيشتر
حفره ي بدن را اندام هاي جنسي نر يا ماده اشغال کرده اند که به صورت کشيده و
بلند و پيچ خورده ديده مي شود . شکافتگي تخم نه شعاعي و نه مارپيچي بلکه سلول
ها به صورت T آرايش يافته اند . رشد مستقيم ولي در شکل هاي انگلي ممکن است
از طريق لاروي صورت بگيرد .


 معروفترين نماتودها :
1-    آسکاريس (Ascaris) که انگل دروني مهره داران از جمله انسان است .
2-    کرم قلاب دار(Ancylostoma) که در دستگاه گوارش انسان به سر مي برد .
3-    تريشين (Trichinella) که انگل دروني انسان ، خوک ، موش و ديگر مهره
داران است .
4-    کرمک (Enterobius) که انگل روده ي کور ، آپانديس و روده ي کوچک
انسان به ويژه بچه ها و زنها و معروف به کرم سوزني (Pin worm) يا رشته
اي (Thread worm) است .
5-    نماتود خون (انگل پافيلي – Wuchereria) که داراي دو ميزبان ، انسان
(ميزبان اوليه) و ديگري کولکس (Culex) (ميزبان ثانويه) است .  


·        کتاب جانورشناسي بي مهرگان ، تأليف دکتر شاهرخ پاشايي راد (1384)


 

نوشته شده توسط صحبت اله گرابیگی  | لینک ثابت |

شاخه ي نرم تنان  Phylum Mollusca                                           


با حدود 100000 گونه ي زنده شناخته شده و حدود 35000 گونه ي فسيلي پس از
 بندپايان داراي بيشترين گونه اند .


مشخصات عمومي :
تقارن دوطرفه دارند يا بدون تقارن اند ، بدن نرم بدون زايده ، ناحيه ي سر اغلب
نامشخص ، داراي چين خوردگي پشتي جانبي است ، ديواره ي بدن پوششي به
جبه (Mantle) يا پاليوم (Pallium) را تشکيل داده و در برگيرنده ي فضايي به
نام فضاي جبه (Mantle Cavity) است . جبه ترشح کننده ي صدف است . پاي
ماهيچه اي و پهن جهت خزيدن ، شنا و يا نقب زدن دارند . حفره ي عمومي از
نوع حقيقي منتها از نوع پروتوستوم و لوله گوارش U شکل به همراه اندام آرواره
اي به نام رادولا (Radula) يا سوهانک است . دستگاه تنفسي از طريق آبششها و
يا ششها ، دستگاه گردش خون از نوع متانفريدي ، دستگاه عصبي با چهار جفت
گانگليون به نامهاي ، سري (Cerebal) ، پايي (Pedal) ، احشايي (Visceral)
و جانبي (Pleural) به همراه حلقه ي عصبي دور مري و رابط هاي طولي و
عرضي است . جنس نر و ماده جدا ، بعضا هرمافروديت ، تخم گذار ، و شکافتگي
تخم مارپيچي است ، مراحل رشد از طريق لارو وليگر (Veliger) ، تروکوفور
(Trochophore) و يا لارو گلوکيديوم (Glochidium) صورت مي گيرد .


رده بندي شاخه ي نرم تنان :
1-    رده ي کيتودرمومورفا (Chaetodermomorpha)
2-    رده ي نئومينومورفا (Neomeniomorpha يا Solenogaster)
3-    رده ي تک صدفان (Monoplacophora)
4-    رده ي بسيار صدفان (Polyplacophora)
5-    رده ي ناوپايان (Scaphopoda)
6-    رده ي شکم پايان (Gastropoda)
7-    رده ي دو کفه اي ها (Pelecypoda يا Bivalvia)
8-    رده ي سرپايان (Cephalopoda)


·        کتاب جانورشناسي بي مهرگان ، تأليف دکتر شاهرخ پاشايي راد (1384)

نوشته شده توسط صحبت اله گرابیگی  | لینک ثابت |

شاخه ي کرم هاي پهن           Phylum Platyhelminthes               


پست ترين کرم ها ، کرم هاي پهن يا پلاتي هلمنت ها مي باشند که بدن نازک و نرم
دارند . عده ي کمي از آنها آزادند و بيشتر آنها به حالت انگل مي باشند .


مشخصات عمومي :
تقارن دو طرفه ، سه لايه روياني ، بدن پهن و فشرده از سطح پشتي و شکمي دارند.
شکل آنها دوکي و يا نواري است . حفره عمومي (Coelom) ، دستگاه گردش خون
، دستگاه تنفس ، مخرج و قطعات بدني ندارند . دستگاه دفعي وازنشي از نوع
پروتونفريدي (Protonephridia يا سلول هاي شعله اي) دارند و قابليت ترميم
آنها زياد است . دستگاه عصبي آنها از نوع مرکزي ، شامل گانگليون هاي مغزي ،
طناب هاي عصبي و اندام هاي حسي است .


رده بندي کرم هاي پهن :
مشتمل بر چهار رده به شرح زير است :
1-    رده ي تورکيان (Turbellaria) – مانند : پلاناريا (Planaria duogesia)
2-    رده ي بادکش داران (Trematoda) – مانند : فاسيولا هپاتيکا
(Fasciola hepatica)
3-    رده ي کرم هاي نواري(Cestoda)– مانند:تنيا سوليوم(Taenia solium)
4-    رده ي مونژينا(تک ميزبان – Monogenea) – مانند :انتوبدلا
(Entobdella soleae)


 
·        کتاب جانورشناسي بي مهرگان ، تأليف دکتر شاهرخ پاشايي راد (1384)


 

نوشته شده توسط صحبت اله گرابیگی  | لینک ثابت |

شاخه ي کرم هاي حلقوي   Phylum Annelida                                


وا‍ژه ي آنليد از واژه ي آنولوس (Annulus) به معناي يک حلقه ي کوچک گرفته
شده است . ويژگي هاي اين شاخه از کرم ها عبارتند از : دارا بودن تقارن دوطرفه
، سه برگه (لايه) رويشي ، حفره ي عمومي از نوع شيزوسل و کاملا رشد يافته
(به جز نمونه ي زالو) ، بدن بند بند ، دستگاه گردش خون بسته با هموگلوبين محلول
در پلاسما (براي نخستين بار) ، تنفس پوستي ، تعدادي هرمافروديت ،لقاح خارجي
و مراحل رشد مستقيم يعني بدون مرحله لاروي.


طبقه بندي کرم هاي حلقوي :
اين شاخه برحسب تعداد موهاي زبر در نيمه ي هر بند به دو رده تقسيم مي گردد :
1-    کم تاران (Oligocheata) – مانند کرم خاکي
2-  پرتاران (Polycheata) – مانند نرئيس


کم تاران :
اين رده شامل کرم هاي حلقوي است که در هر حلقه چندين تار دارند ( در لاتين
Oligos = چند يا کم + chaete = تار) . از کرم هاي خاکي بزرگ لومبريکوس
ترستريس (Lumbricus terrestris) يک کرم کم تار نمونه اي است که ممکن
است به درازاي 30 سانتي متر و به قطر 9 ميلي متر رشد کند .


پرتاران :
پرتاران حلقوياني هستند که در طول سواحل فراوانند . اين کرم ها در نتيجه ي
داشتن خصوصيات زير با کم تاران اختلاف دارند .
1-    يک سر متمايز با ضمايم حسي دارند .
2-    هر حلقه ي بدني آنها ، با خارهاي فراوان ، به يک جفت پا نماي جانبي يا
پاراپدي Lateral parapod(ia) مربوط است .
3-    جنس هاي نرو ماده شان معمولا از هم مجزا و فاقد غده هاي تناسلي دائمي مي باشند.
4-    مرحله ي لاروي چرخ دار و شنا کننده ي آزاد در آنها وجود دارد . نرئيس
(Nereis) يا کرم صدفي (Clamworm يا Neanthes virens) يک پرتار
نمونه است که نزديک خط جزر آب زندگي مي کند .


منابع :
·       کتاب جانورشناسي عمومي ، جلد 2، تأليف دکتر طلعت حبيبي (1384)
·        کتاب جانورشناسي بي مهرگان ، تأليف دکتر شاهرخ پاشايي راد (1384)


نوشته شده توسط صحبت اله گرابیگی  | لینک ثابت |

جانورشناسي بي مهرگان (1) پنجشنبه 1387/08/30 1:36

شاخه پروتوزوآ (جانوران تک سلولي)                          Phylum Protozoa     


 پروتوزوآ بيشتر جانوران تک ياخته اي ميکروسکوپي هستند . اينها در سلسله جانوري پايين ترين
جانوران گروههاي بزرگ مي باشند و گروههاي ديگرجانوران بافتي ، پرياخته يا متازوئرها هستند .
از لحاظ ساختمان ، يک پروتوزوئر با يک سلول از جانور متازوئر قابل مقايسه و تطبيق است .
ولي از نظر عمل و وظيفه يک موجود زنده (Organism) کاملي است و داراي توازن وتعادل
فيزيولوژيکي است و تمام اعمال ضروري زندگي يک جانور را انجام مي دهد . بعضي از
پروتوزوئرها از لحاظ ساختمان بسيار ساده و بعضي ديگر پيچيده و داراي «اندام هاي سلولي
– cell organs يا Organelles» هستند . اندام هاي سلولي به کار اعمال حياتي خاص
مي خورند و از نظر عمل شبيه به دستگاههاي جانوران پرياخته مي باشند . بسياري از
پروتوزوئرها زندگي مستقل دارند و يا به طور آزاد شنا مي کنند ، درحاليکه بعضي بي حرکت و
بعضي هر دو صورت را دارا مي باشند و کلني هايي (Colonies) تشکيل مي دهند . بقيه در
روي يا داخل بعضي از گونه هاي گياهان و تمام انواع جانوران از پروتوزوئرها تا انسان زندگي
مي کنند .
بسياري از پروتوزوئرها براي جانوران بسيار کوچک ديگر به منزله غذا مي باشند .
بعضي ديگر در تصفيه آب هايي که به وسيله صافي ها انجام مي شود و بسترهاي فاضلابها مفيدند
، ولي گونه هاي بيماري زا از قبيل عوامل اسهال خوني آميبي ، مالاريا و بيماري خواب آفريقايي
به منزله ي تازيانه اي براي نوع بشر مي باشند .
پروتوزوآ برحسب ساختمانها يا تشکيلاتي که براي حرکت دارند به پنج رده تقسيم مي شوند :
1-    ماستيگوفورا(Mastigophora) ، يا تاژک داران داراي يک يا چند تاژک شلاق مانند.
2-    سارکودينا(Sarcodina) ، يا ريشه پايان (Rhizopods) با پاهاي کاذب .
3-    اسپوروزوآ(Sporozoa) ، فاقد اندامهاي سلولي مخصوص حرکت مي باشند .
4-    سيلياتا(Ciliata) ، يا مژکداران(Ciliates) که داراي مژک در سراسر زندگي مي باشند .
5-    سوکتوريا(Suctoria) ، يا مکنده ها که در آغاز داراي مژک و در مراحل بلوغ داراي
شاخک اند .

نوشته شده توسط صحبت اله گرابیگی  | لینک ثابت |

استخوان بندی پرندگان پنجشنبه 1387/08/30 1:21

                   

                                    استخوان بندی پرندگان

 

دستگاه اسكلتی پرندگان ويژگی منحصر به فرد فراوانی دارد. به طور كلی ، استخوان ها ، به ويژه در انواع تيز پرواز ، بسيار سبك است. اين امر جهت كاهش وزن مخصوص پرنده در نتيجه نگهداری آن در هوا به كمك بال ها ضروری است. به علاوه استخوان های دراز آنها حفره های هوا داری دارند ، كه به دستگاه تنفسی متصل است. استخوان های جمجه در اغلب بخشها به طوری به هم جوش خورده اند كه شيار ها و درزهای ارتباطی محدود ناپديد شده است. آرواره های بالايی وپائينی به مقدار زياد طويل شده و منقار را به وجود آورده است. پرندگان معاصر به طور كامل فاقد دندان هستند. هر يك از دو شاخه آرواره پائينی آنها از پنج استخوان تشكيل يافته و به وسيله استخوان چهار گوش متحرك ، به جمجمه متصل است. استخوان های كاسه چشم خيلی بزرگ است و به وسيله ديواره نازك بين كاسه چشمی از يكديگر جدا شده و محفظه مغزی را به عقب رانده است.جمجمه از طريق كونديل پس سری منفردی به اولين مهره گردنی متصل است.

 

ساختار سقف دهان پرندگان يكی از ويژگيهايی كه مدت ها در رده بندی گروه های بزرگ به كار رفته است. تشخيص اين ويژگی ها بر پايه شكل استخوان های ومر و اينكه اين استخوان ها و همچنين استخوان های آرواره ای كامی به يكديگر جوش خورده اند يا خير بنا شده است.

ستون مهرهای پرندگان دارای تنوع زيادی است. تعداد مهره های گردنی زياد و از اين لحاظ در پرندگان بيش از ساير مهره داران معاصر تنوع دارند. اين مهره ها به دليل داشتن ستون مفصلی زينی شكل در دو طرف جسم مهره ، كه به وضعيت ستروسلوس معروف است ، قابليت تا شوندگی ويژه ای دارد. مهره های سينه ای_قدامی دارای مختصر تحركی هستند ، ليكن مهره های سينه ای ، خلفی ، كمری  خاجی و دمی_قدامی به كمربند لگنی جوش خورده و قطعه ای به نام سين ساكروم به وجود می آورد. چند مهره آزاد دمی پهن شده و مهره های دمی انتهايی ، جوش خورده و قطعه ای منفرد به نام پيگوستل راساخته اند ، كه به دم كوتاهی ختم می شوند.

 

دنده های پرندگان پهن است ، و همه آنها بجز اولی و آخری در عقب خود زوائدی به نام زوائد قلابدار دارند ، كه بر روی دنده مجاور قرار می گيرد. استخوان جناغ بسيار پهن و كشيده است و برای اتصال ماهيچه های پرواز به كار می رود.

 

جناغ سينه تيغ دار يا كارينات است. تيغه پهن و طويل مزبور كه از خط ميانی جناغ سينه به پائين امتداد دارد بخش اضافی است كه باعث افزايش سطح اتصال ماهيچه ها می شود.

با آنكه استخوان های پرندگان نسبتا سبك هستند ، اما جوش خوردگی اغلب مهره های تنه به لگن خاصره و اتصال محكم آنها به جناغ سينه ای بسيار بزرگ از طريق دنده های پهن ، شبكه استخوان بندی بسيار قوی ايی را به وجود آورده است. اين ويژگی ها موجب گرديده است تا پرنده بتواند به آسانی خودش را در هوا جلو براند.

 

استخوان كتف پرندگان طويل وباريك است ، در حالی كه استخوان غرابی نسبتا كوتاه و كلفت است. ترقوه ها به هم جوش خورده و استخوان چنگالی يا استخوان شانس را تشكيل می دهند.

مشهود ترين تغيرات اسكلتی اندام های حركتی جلويی در استخوان های مچ ، كف و انگشتان به وجود آمده است. در بخش انتهايی مچ ، مجموعه استخوانی به نام مچ دستی-كف دستی قرار دارد كه عبارت است از بعضی از قطعات مچی ساير مهره داران و دومين ، سومين و چهارمين استخوان های كف دستی يا متا كارپال. چهار استخوان كوچك كه از سه انگشت باقی مانده است به قطعه مچ دستی_كف دستی متصل شده است.

 

اگرچه اندام های حركتی عقبی به اندازه اندام های حركتی جلويی تغيير شكل نيافته اند اما ويژگی های جالب توجه ای دارند. نازك نی نسبتا كوچك و بخشی از آن به درشت نی جوش خورده است. اين مجموعه به نام درشت نی ای_مچی ناميده می شود.

 

بقيه استخوان های مچ پا به دومين ، سومين و چهارمين استخوان های كتف جوش خورده و يك قطعه استخوان به نام مچ پايی_كف پايی را به وجود می آورد. باقيمانده ای از اولين استخوان كف به وسيله زردپی  هايی به اين استخوان متصل شده است. پرندگان بيش از چهار انگشت پا ندارند ، و اين تعداد نيز گاهی تا سه عدد كاهش يافته و در شتر مرغ دو عدد است.

 

زیست شناسی مهره داران : روبرت توماس ار

مترجم : محمد ابراهيم نژاد  

نوشته شده توسط صحبت اله گرابیگی  | لینک ثابت |

استخوان بندی خزندگان پنجشنبه 1387/08/30 1:18

                                     استخوان بندی خزندگان

 

جمجمه خزندگان نسبت به دوزيستان دارای بخشهای استخوانی بيشتری است. ناحيه گيجگاهی جمحمه طی مراحل تكامل ، تنوع ساختاری قابل ملاحظه ای پيدا كرده است. نيای باستانی خزندگان فاقد هر گونه مدخل گيجگاهی بودند. به اين وضعيت ابتدایی كه در آن سطح جمجمه يكنواخت و بدون مدخل است آناپسيد گفته می شود. در خزندگان امروزی اين ويژگی مخصوص لاكپشتان است.

 

بعضی گونه ها دارای يك سوراخ منفرد بالا گيجگاهی در دو طرف جمجمه بودند كه به آن يوراپسيد می گويند. خزندگان شبه پستاندار دارای يك جفت مدخل زير گيجگاهی بوده اند و جمجه آنها به نام سيناپسيد خوانده می شود. خزندگان مزوزوئيك دارای جمجه ای از نوع دياپسيد بوده اند كه در آن هر دو نوع مدخل های بالا و زير گيجگاهی وجود داشته است. اين نوع جمجمه همچنين از ويژگی های اغلب خزندگان معاصر به غير از لاك پشت ها ست.

سقف كاسه سر خزندگان بر خلاف دوزيستان كه پهن و گسترده است ، كمانی و برآمده است. در تعدادی از مارمولك ها ، يك سوراخ آهيانه ای در محل چشم صنوبری يا چشم سوم وجود دارد كه ساير خزندگان معاصر فاقد آن هستند. شبه خزندگان به غير از مارها ، دارای ديواره استخوانی بين كاسه چشمی نيز هستند. در لاك پشت ها و جانوران خويشاوند آنها ، استخوان كام فرعی شروع به پيدايش  نموده است اين عمل با افزايش طول گذرگاه های بينی كه باعث راندن مجاری داخل بينی به عقب دهان می گردند ، به وقوع می پيوندند. در تماسح ها استخوان كام فرعی به خوبی رشد كرده است ، اما در ساير خزندگان اين چنين نيست. خزندگان تنها دارای يك كنديل پس سری هستند. استخوان چهار گوش محكم به جمجه جوش خورده است. اما در مارها و مارمولك ها اين استخوان متحرك است و تا حدی به صورت لولا بين آرواره بالایی و پائينی عمل می نمايد. لاكپشتان فاقد دندان اما دارای منقاری شاخی هستند. سايرخزندگان دندان دارند ، اين داندان ها معمولا به استخوان های پيش آرواره ای  وآرواره ای در آرواره بالایی و دندانی در آرواره پائينی محدود هستند. اما ممكن است بر روی استخوان های كامی ، ومر و شب پره ای نيز وجود داشته باشد. آرواره پائينی دارای تعدادی استخوان ، هم از نوع غشایی وهم از نوع جانشينی است. ميزان اتصال دو نيمه آرواره پائينی در خزندگان مختلف متفاوت است ، چنانچه در لاكپشتان اين اتصال محكم و در نتيجه آرواره به هم جوش خورده است. در حالی كه درمارها اتصال مزبور سست است و دو نيمه آرواره به وسيله زردپی هایی به هم متصل اند. بعضی از مارها به دليل وجود اتصال سست بين دو نيمه آرواره پائينی و متحرك بودن استخوان چهارگوش ، قادرند آرواره های  خود را به مقدار زيادی از هم باز نمايند و طعمه های نسبتا بزرگی را ببلعند.

 

ستون مهره خزندگان بجز در مارها و مارمولك های بدون دست وپا ، در بقيه تفاوت های قابل ملاحظه ای دارند و به بخش های گردنی ، سينه ای كمری خاجی و دمی تقسيم می شوند. كنديل پس سری منفردی به اولين مهره گردنی ، به نام اطلس متصل می گردد. دومين مهره گردنی ، آسه است كه دارای برآمدگی جلویی به نام زائده دندانی است ، كه معتقدند همان جسم مهره اطلس است. مهره های سينه ای دارای دنده هستند كه بجز در خزندگان بی دست وپا و لاكپشت ها در بقيه از سطح شكمی به استخوان سينه می رسند. بين مهره های سينه ای و دو مهره خاجی ، مهره های نسبتا قابل انحنای كمری واقع اند. تعداد مهره های دمی بسيار متغيير است ، تمام مهره ها بجز مهره های گردنی و دمی لاكپشت ها ، به صفحات پوستی لاك جانور جوش خورده اند.

 

بيشتر خزندگان دارای جسم مهره ای پروسلوس اند ، بدين معنی كه اتصال مهره ها به يكديگر ، به صورت اتصال بين برآمدگی كروی يك مهره و فرو رفتگی كروی مهره ديگر است. در بعضی از خزندگان وضعيت برعكس است ( اپيستوسلوس ) ، به طوری كه سطح جلویی جسم مهره برآمده و محدب و سطح عقبی آن فرو رفته و مقعراست.

 

زیست شناسی مهره داران : روبرت توماس ار

مترجم : محمد ابراهيم نژاد   

نوشته شده توسط صحبت اله گرابیگی  | لینک ثابت |

استخوان بندی پستانداران پنجشنبه 1387/08/30 0:50

استخوان بندی پستانداران

 

بر ميزان استخوانی شدن اسكلت پستاندارن نسبت به انواع پست تر افزوده شده و از تعداد عناصر استخوانی جلويی و جايگزينی كاسته شده است.اين مطلب به ويژه در مورد استخوان های جمجمه صادق است. استخوان هايی مانند پيش پيشانی ، پشت پيشانی ، پشت كاسه چشمی ، و گونه ای_چهارگوشه ای را ندارند ، در بسياری از پستاندارن چهار استخوان پس سری به هم جوش خورده است. همچنين در ناحيه پروانه ای استخوان ها به درجات متفاوتی به يكديگر جوش خورده اند. بخش جلويی پروانه ای ، پروانه ای_كاسه چشمی ، قاعده ای_پروانه ای وبالی پروانه ای ممكن است از يكديگر جدا باشند و يا اينكه همه آنها به هم جوش خورده و استخوان واحدی را به وجود آورده باشند. در بعضی از پستانداران استخوان های خار گيجگاهی و صماخی با استخوان صدفی به هم جوش خورده و استخوان گيجگاهی را تشكيل می دهند ، كه هم از نوع جلويی و هم جانشينی است.

 

جمجمه پستانداران به تناسب بزرگی مغز آنها اندازه نسبتا بزرگی دارد. استخوان كام محكم كه موجب می شود كه حفره های داخلی بينی در عقب قرار گيرد نيز موجود است. جمجمه به وسيله دو كونديل كه هر يك از آنها بر روی يكی از استخوان های پس سری خارجی واقع اند ، به اولين مهره گردنی متصل میی گردد. در گوش ميانی استخوان های ركابی كه از استخوان ستونك خزندگان ناشی شده است ، با دو استخوان كوچك شنوايی ديگر همراه است. يكی سندانی كه از چهار گوش مشتق شده و ديگری چكشی كه از استخوان مفصلی به وجود آمده است. لذا آرواره پائينی بدون دخالت استخوان چهار گوش مستقيما به استخوان صدفی جمجمه متصل می شود.

 

در آرواره بالايی دندانها فقط از استخوان پيش فكی و فكی به وجود می آيد. آرواره پائينی از استخوان هایی دندانی جفت تشكل يافته است.در مهره ها معمولا دو طرف جسم مهره ای پهن  ( آسلوس ) است و به اين وضعيت آمفی پلاتيان گفته می شود.

 

 

مهره های گردنی معمولا از قابليت انعطاف پذيری قابل توجه ای برخوردارند ، مهره های سينه ای يا  دنده ای دارای قابليت انعطاف پذيری كمی هستند و تعداد آنها مطابق تعداد دنده های زوج موجود تغيير می نمايد و ممكن است از 9 تا 24 عدد در تغيير باشد . در عقب مهره های سينه ای ، مهره های كمری قرار دارند كه محكم و نسبتا قابل انعطاف اند.اگرچه تعداد اين مهره ها متغيرند غالبا بين 5 تا 7 عدد هستند. بين مهره های كمری و دمی مهره های خاجی قرار دارند كه به يكديگر جوش خورده اند و استخوان خاجی را می سازند. اكثر پستانداران دارای 3 مهره خاجی هستند اما در بعضی انواع ، تعداد آنها ممكن است 4 يا 5 با شد. تعداد مهره های دمی ، بسته طول بی نهايت متغيير است.

 

دنده پستانداران مشخصا واجد دو سر است . يكی به نام كاپتولوم كه به محل اتصال دو جسم مهره مجاور متصل می گردد ، و ديگری به نام توبركولوم كه به زائده مورب مهره سينه ای متصل می شود. دنده های جلويی يا دنده های حقيقی ، مستقيما به استخوان سينه متصل اند ، در حالی كه ساير دنده ها كه عقبتر واقع اند ، يا به غضروف دنده ای آخرين دنده حقيقی متصل و يا در انتها آزادند. استخوان سينه معمولا از يك سری قطعات استخوان كه به ترتيب طول قرار گرفته تشكيل يافته است.

 

اگرچه پستانداران اساسا واجد اندام حركتی پنج انگشتی هستند ، اما اين اندام ها در بسياری از گروه های تخصص يافته مورد تغيير و تبديل قابل ملاحظه ای قرار می گيرند. در تمام پستاندارا ن معاصر برتر از پستانداران تخم گذار ، استخوان غرابی كمربند شانه ای كوچك و به زائده ای كه بر روی كتف قرار دارد تبديل شده است. همچنين استخوان بين ترقوه ای نيز و پستانداران كيسه دار وجفت دار وجود ندارد. استخوان های ترقوه در بعضی از پستانداران به خوبی رشد كرده در حالی كه در بقيه كوچك است يا اصلا وجود ندارد ، به استثنای گروه های تخصص يافته مانند نهنگ ها. در بقيه پستانداران كمربند لگنی مركب از سه قطعه استخوانی در هر طرف است كه معمولا به يكديگر جوش خورده و استخوانی به نام لگن خاصره را به وجود آورده اند.

 

زیست شناسی مهره داران : روبرت توماس ار

مترجم : محمد ابراهيم نژاد   

 

نوشته شده توسط صحبت اله گرابیگی  | لینک ثابت |

استخوان بندی ماهيها پنجشنبه 1387/08/30 0:45

 

                                      استخوان بندی ماهيها

 

جمجه گرد دهانان غضروفی و بسيار ناقص است. جمجمه هاگ فيش ها دارای صفحه ای غضروفی است كه در آن مغز جای دارد و كپسولهای شنوایی كه جايگاه گوش داخلی هستند و به بخش عقبی اين صفحه متصل است. جمجه لامپری از بقيه گرد دهانان كاملتر و دارای كناره های جانبی است ، اما سقف ندارد و لذا مغز از طرف پشت فقط توسط بافت پيوندی رشته ای محافظت می گردد. گرد دهانان آرواره ندارند و لذا جانورانی مكنده اند. در صفحه مكنده و زبان كه وسيله اتصال جانور است ممكن است ساختارهای دندان مانندی وجود داشته باشد كه جانور به وسيله آنها بدن طعمه را پاره پاره ميكند و گوشت آن را می خورد . برانشيهای گرد دهانان به وسيله سبد غضروفی پيچيده ای محافظت می شود اما به سختی ممی توان اين اندام را با اندام های نگهدارنده برانشی در ساير مهره داران مشابه دانست .

 

جمجه ماهيهای غضروفی را به دليل غضروفی بودن كامل ، كوندروكرانيوم می نامند. در جمجمه اين ماهيها كپسول بويایی و شنوایی وجود دارد و بخشی از ساختار آن را تشكيل می دهد اگرچه ممكن است بخشی از جمجه آهکی شده باشد اما در هيچ يك از ماهيهای غضروفی معاصر استخوان واقعی وجود ندارد. كه البته اين امر بيانگر وضعيت ابتدایی نيست. در گرد دهانان معاصر آثار اسكلت خارجی تماما از بين رفته است.

 

در ماهيهای غضروفی اولين جفت از كمانهای برانشی يا كمان مانديبولی تغيير شكل يافته و آرواره بالایی و پائينی را به وجود آورده است كه به ترتيب به نام غضروف كامی چهارگوش و غضروف مكل ناميده می شود. در كوسه ها و سفره ماهيها آرواره بالایی به وسيله پيوندی سست به جمجه متصل است و از پشت به وسيله بخش فوقانی يا لامی آرواره ای در بين كمان برانشی نگهداری می شود. اين نوع اتصال آرواره ای را هيوستيليك می گويند.

 

در موش ماهی های غير متداول آرواره بالایی به طور محكم به جمجمه متصل است. اين نوع اتصال اتوسيليك نام دارد.

 

ماهی های استخوانی از لحاظ مقدار استخوانی كه در اسكلت آنها وجود دارد بسيار متنوع هستند. كوندروكرانيوم گانوئيدهای پست مانند تاس ماهی ها ، اصولا غضروفی و فاقد استخوانند. ولی تعدادی استخوان غشایی يا پوستی كه احتمالا از فلس های زير پوستی مشتق شده اند ، سقف جمجمه را می پوشاند. در ماهی های استخوانی ، تعداد استخوان های پوستی به حدی زياد است كه زره ای در اطراف جمجمه به وجود می آورد. در اين ماهی ها در بخش هایی از كوندروكرانيوم ، مانند نواحی پس سری ، پروانه ای ، شنوایی و بويایی ، استخوان جای غضروف را گرفته است. اتصال آرواره ماهی های استخوانی ممكن است در گانوئيد های استخوانی و ماهی های استخوانی عالی از نوع هيوستيليك و يا در ماهی های دوزيستان دو تنفسی از نوع اتوستيليك باشد.

 

در ماهی های استخوانی ، غضروف مانديبولی يا مشتقات آن به استخوان های پوستی تبديل شده است. استخوان دندانی كه در برگيرنده دندانها است همراه بايك يا چند استخوان اسپلينال ، گوشه ای و زير گوشه ای و مخروطی ، سطح قدامی و خلفی آرواره پائينی را اشغال ميكند. علاوه بر اين ممكن است استخوانی به نام استخوان مفصلی كه خود به استخوان چهارگوش متصل می شود ، جای سر غضروف مكل را بگيرد ، در اسكلت گرد دهانان ستون مهره واقعی وجود ندارد و اسكلت محوری بدن عمدتا شامل طناب عصبی هر يك از بند های بدن لامپری در جفت قطعه غضروفی ديده می شود. اين قطعات در بالا به يكديگر متصل نيستند و لذا در ستون فقرات لامپری كمان عصبی تشكيل نشده است. در بعضی از ماهی های استخوانی پست ، طناب پشتی اوليه اصولا بدون تغيير باقی مانده است و گرچه كمان های عصبی و خونی موجودند اما جسم مهره وجود ندارد. در موش ماهی ها و ماهی های شش دار ، غضروف شروع به جايگزين شدن در لايه طناب پشتی اوليه نموده است و لذا در اين ماهی ها نسبت به وضع ياد شده پيشرفتگی مختصری به چشم می خورد. به هر صورت در اغلب ماهی ها جسم مهره ای رشد كرده ، كامل وجود دارد ، مهره های ماهی عموما به دو گروه قابل تقسيم اند ، مهره های تنه يا پيش مخرجی و مهره های دمی يا پس مخرجی از ويژگی گروه دوم وجود كمان خونی مستقر در زير جسم مهره ويا طناب پشتی اوليه است. در اغلب ماهی ها جسم مهره از دو طرف مقعر است ، به اين وضعيت آمفی سولوس گفته می شود. گرد دهانان باله زوج ندارند ، اما باله های فرد ميانی را كه به وسيله رشته های غضروفی نگهداری می شود ، دارا هستند. باله های زوج و فرد ماهی ها بسيار متنوع است. به طور كلی ساختار اعضای حركتی جلویی يا سينه ای ماهی ها بسيار پيچيده تر از اعضای حركتی عقبی يا لگنی آنها ست. در كوسه ، كمر بندی كه باله های سينه ای را نگهداری می كند از قطعه غضروفی خميده ای تشكيل شده است. در اين ماهی ها بخش شكمی بين قاعده باله ها قطعه غرابی و زوائدی كه در طرفين بدن از قاعده باله ها به سمت پشت امتداد يافته است ، زوائد كتفی ناميده می شود. در ماهی های استخوانی اين اندام ها ممكن است به حالت غضروفی باقی بماند ، و يا استخوانی به نام دو جفت استخوان به نام های غرابی و كتفی تبديل شود ، به علاوه در اين گروه از ماهی ها ممكن است استخوانهای پوستی متعددی كه احتمالا از فلس های پوستی مشتق شده است به مجموعه كمربند سينه ای اضافه گردد. از جمله اين استخوان ها ، استخوان های پس گيجگاهی زوج ، سوپرا كلئی تروم و ترقوه ها قابل ذكرند. اگر استخوان های پس گيجگاهی وجود داشته باشد كاملا در وضعيت پشتی قرار گرفته و به طرفين بخش عقبی جمجمه متصل است. اين استخوان ها از بالای محفظه برانشی ها به طرف جلو كشيده شده است. در كروسويتريژين ها و ماهی های دو تنفسی اين نوع كمربند سينه ای به بالاترين حد رشد رسيده است. در ماهی های باله شعاعی عالی بعضی از استخوان های پوستی ياد شده از بين رفته اند.

 

كمربند لگنی ماهی نسبت به كمربند سينه ای ، ساختار ساده تری دارد و بر خلاف مهره داران عالی هرگز به ستون مهره ها متصل نمی شود. در كوسه ها اين اندام از قطعه شرمگاهی_نشيمنگاهی ، كه به طور عرضی در سطح شكمی بدن بين قاعده باله ها كشيده شده و زوائد كوچك تهيگاهی كه در طرفين بدن قرار دارد و از بالای نقطه اتصال به باله ها به سمت پشت امتداد يافته ، تشكيل شده است. در ماهی های استخوانی عالی كمربند لگنی اغلب كوچك است و يا وجود ندارد.

 

زیست شناسی مهره داران: روبرت توماس ار

مترجم : محمد ابراهيم نژاد   

 

نوشته شده توسط صحبت اله گرابیگی  | لینک ثابت |